امید . م :
سانسور در ایران مقوله ی جدیدی نیست و از دیرباز به طرق مختلف وجود داشته است . اولین باری که سانسور در مطبوعات ایران رخ داد در سال 1254 بود که نشریه ای به نام میهن در اولین و اخرین شماره ی خود واقعیاتی از فساد در بین سران مملکتی را افشا کرد و طبیعتا مزاج ناصرالدین شاه را خوش نیامد و دستور توقیف نشریه را صادر کرد.به علت افزایش مجلدات در ان دوره چه انهایی که در داخل چاپ می شد و چه انهایی که در خارج چاپ می شد و به ایران فرستاده می شد،ناصرالدین شاه در سال 1263 به راهنمایی محمد حسن خان صنیع الدوله ملقب به اعتمادالسلطنه که وزیر انطباعات بود ، دستور تاسیس اداره ی سانسور زیر نظر وزارت انطباعات را صادر کرد . اوضاع به همین منوال ادامه داشت تا اینکه در مرداد ماه سال 1285 قانون نویسان مشروطه که خود از اهالی مطبوعات بودند اصل سیزدهم این قانون را به مطبوعات و ازادی قلم و بیان اختصاص دادند و انرا به امضای مظفر الدین شاه رساندند . و چه حیف که عمر این ازادی کوتاه بود و به بهانه های مختلف اعم از توهین به سران نظام ، توهین به قوم صاحب قران و . . . دوباره نشریات مختلف با توقیف روبه رو می شدند البته بدیهی است در حکومتی که مجلس به توپ بسته می شود نباید انتظار ازادی قلم و بیان را داشت .در دوران رضاشاه نیز مقررات سانسور به طور جدی تری زیر نظر شخصی به نام محرمعلی خان پیگیری شد تا اینکه در شهریور 1320 محمدرضا شاه روی کار امد .در این مدت تا کودتای 28 مرداد جو ارامی بر مطبوعات حاکم بود ولی فشارهای وارده از سوی انگلیس و روسیه باعث شد تا دوباره در سال 1334 قانون مطبوعات اجرا شود و جو سانسور و اختناق تا پایان عصر پهلوی ادامه یابد . فضای کشور در سالهای اولیه ی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به گونه ای بود که مجال پرداختن به موضوع مطبوعات را نمی داد . در دوران دفاع مقدس نیز به علت وجود دشمن خارجی در کشور دایره ی معتمدان نظام طیف وسیعی از بزرگان را در خود جای داده بود ولی با پایان گرفتن جنگ این دایره تنگ تر و تنگ تر شد و معتمدان به منتقدان تبدیل شدند و حرفهایشان مهر سانسور خورد . در سال 1378 تعداد زیادی از روزنامه ها توقیف شده بودند و منجر به حادثه ی کوی دانشگاه شد .
در سال های اخیر بحث سانسور جنبه ی جدیدی هم پیدا کرده و ان هم فیلترینگ سایت های اینترنتی است . اکنون مراجع ذی صلاح جهت تعیین خط قرمزها در این مقوله عبارت اند از:قوه ی قضاییه ، کمیته ی تعیین مصادیق پایگاه های غیر مجاز اینترنتی(که ساخته ی دست دولت نهم است) و بانک اطلاعاتی نرم افزار پالایش .این مراجع تا کنون بیش از ده میلیون سایت را فیلتر کرده اند واکنون نیز روزانه هزار سایت جدید با مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکانپذیر نمی باشد رو به رو می شوند .البته فیلترینگ در دیگر کشورهای جهان هم به دلایل سیاسی ، اجتماعی ، امنیتی و اخلاقی صورت می گیرد چنانکه عربستان در این بین جایگاه ویژه ای دارد که حتی به دلایل مذهبی ، دفاع از حقوق زنان و دلایل مختلف دیگر هم فیلترینگ انجام می دهد . کانادا و چین هم از میزان فیلترینگ بالایی برخوردارند . ولی اینها دلیل نمی شود که فیلترینگ در کشور ما هم به این وسعت و با این روش بسیار ابتدایی (فیلتر کردن کلمات) انجام پذیرد . تا جایی که به علت ابتدایی بودن روش بارها وبارها سایت های معتبر و وبلاگ های اشخاص معتبر فیلتر شده است یا در روز جهانی مبارزه با ایدز سایتی که به این روز اختصاص داده شده فیلتر شده است .
فیلترینگ راه مقابله با مشکل موجود در فضای اینترنت نیست فقط مسکنی است برای فرو پوشاندن درد .درست ان است که مردم فرهنگ استفاده ی صحیح از اینترنت را یاد بگیرند . ویدئو های خانگی هم در سال های اول دهه ی هفتاد جرم محسوب می شد ولی اکنون به چه وسعتی در تلویزیون دولتی تبلیغ می شوند که این به خاطر پیدا کردن راه حل بهتر برای مبارزه با مشکل ویدئو ها و عوض کردن مسکن با دارو بود . امید است برای اینترنت هم دوایی پیدا شود تا با سرپوش گذاشتن روی درد شاهد عود کردن یکباره ی بیماری نباشیم .