زهره پور کرمی :
سانسور؛ مصلحت فردی یا اجتماعی؟
سانسوردر لغت یعنی تفتیش و مراقبت در مطالب کتب،جراید،فیلم ها،نمایشنامه ها و…به وسیله دولت و حذف مطالبی که ضد منافع دولت است.در واقع سانسور اصلی است که در همه نظام های دنیا پذیرفته شده است و خواه ناخواه موجودیت آن مشروعیت یافته است.بنابر این امروزه بحث بر سر بودن یا نبودن سانسور نیست بلکه بر سر چگونگی،شرایط و ضوابط ومحدوده و مرز آن است.هر نظامی چارچوب خاص خود را برای سانسور تعریف می کند و یر اساس آن چارچوب به بررسی آثار فرهنگی که قرار است به جامعه اش ارایه شود،می پردازد و غالبا هم سانسور را برای آثار وارداتی به کار می بندد تا خروجی های فکری جامعه خود.دامنه سانسور هم گاه همگام با نیازهای جامعه و سیاست های تعریف شده نظام ودر برهه های مختلف زمانی دستخوش تغییر می شود.اگر از این منظر به سانسورنگاه کنیم كه هر جامعه ای نمی تواند به لحاظ ساخنار فرهنگی و اجتماعی، دینی و سیاسی خود پذیرای هر گونه طرز تفکری باشد و بروز و شیوع برخی تفکرات و عقاید می تواند نظم ساختاري و بافت همگون یک جامعه رادچار درگرگونی کند به اهمیت وجود سانسور پی می بریم اما باید قبول کنیم که سانسور بر اساس نظم فکری جامعه ی ما باید صورت بپذیرد و هر گونه دخالت نظر و آرای شخصی ما به صورت یک جانبه و غیر کارشناسانه می تواند بازخوردهای اجتماعی نامناسبی را در پی داشته باشد . در یک جامعه مبتنی بر آذادی اندیشه و دموکراتیک مردم نیاز مند آگاهی و آشنایی با انواع تفکرات و عقاید چه مخالف و چه موافق با ساختارهای خود و مقایسه و تصمیم گیری آگاهانه برای فعالیت ها و شکل دهی نظام فکری خود هستند و مرجع مسئول در بحث سانسور نبایستی یک طرفه و با دیدگاهی متعصبانه با موضوع برخورد کند.
وقتی صحبت بر سر سانسور کتب ، جراید، فیلم و … است شاید نتوان زیاد به کمیته ممیزی خرده گرفت هر چند اگر گاهی مجبور باشی فیلمی را ببینی که از زمین تا آسمان با آنچه كه باید تفاوت داشته باشد و یا اگر گاهی با چاپ بعضی کتب و نشریه ها مخالفت شود. به خاطر عدم رعایت موازین تعریف شده، شاید نتوان زیاد بر سر موضوع بحث کرد اما مشکل وقتی آغاز می شود که محدوده و مرزهای سانسور گسترده شود و خروجی های فکری یک جامعه را تحت الشعاع قرار داده و آزادی فکر و اندشه را زیر سوال ببرد. به عنوان مثال ما امروزه با بحث فیلترینگ مواجه هستیم که دسترسی به اینترنت رابسیار محدود می کند و به نظر میرسد که شاید چندان هم کارشناسانه نباشد. یا گاهی مواردي پیش می آید که با چاپ نشریات و کتب برخوردی غیر کارشناسانه و گاها جناحی صورت می گیرد که این خود به واقع مغایر اصول و ارزش های ی جامعه ی آزاد اندیش و مردم مدار می باشد. گاهی لازم است که صدای مخالف را هم بشنویم حتی اگر فکر می کنیم ممکن است منافع شخصی ما زیر سوال برود و یایستی بدانیم حذف بعضی چیزها ممکن است در کوتاه مدت موثر باشد اما یک جامعه آگاه سانسور را برای همیشه و در ابعاد وسیع زمانی وموضوعی نمی تواند بپذیرد